|
خلاصه داستان: ماجرای زندگی دو برادر است که در کودکی طی حادثه
وحشتناکی مادر خود را از دست داده و شهر به شهر دنبال پدرشان
میگردند. آن دو در مسیرشان مرتب با حوادث فراواقعی روبرو می شوند که هیچ توضیح علمی
ندارند. این دو باید بر تمام دشمنان اعم از ارواح و اجنه و شیاطین و قاتلان روانی و
دیوانه های گوش به فرمان اهریمن فائق آیند و خیر و سلامت و نیکی را حفظ نمایند |
|
|
خلاصه داستان: داستان های این سریال در مورد پرونده قتل هایی که در گذشته انجام شده و چون پلیس و کاراگاهان موفق به دام انداختن قاتل یا قاتلان نشده اند به اصطلاح این پرونده ها Cold Case نامیده می شوند |
|
|
خلاصه داستان: داستان این سریال در باره قاتلی خونسرد و حرفه ای
به نام دکستر می باشد که همزمان هم در اداره پلیس مشغول به کار است و هم در زمان
مقتضی به قتلهای زنجیرهای خود می پردازد .این قاتل خونسرد دارای ظاهر بسیار ارام و
دوست داشتنی است به گونه ای که همه همکارانش او را بسیار دوست می دارند ولی این
ظاهر دوست داشتنی پوششی برای پنهان کردن ان چیزی است که سالها در نهاد او وجود
داشته و ان چیزی نیست جز اشتیاق به کشتن ولی نه کشتن هر کس بلکه کشتن کسانی که
سزاوار مردن هستند . با گذشت زمان با شخصیت و منش و رفتار دکستر اشنا می شویم و با
فلش بک هایی به دوران کودکی و نوجوانی او رجعت می کنیم و به علت رفتارهای نامتعارف
او پی می بریم. در طول سریال داستانهای جنایی دیگری نیز اتفاق می افتد و از طرفی
شاهد زور ازمایی دکستر با قاتلان و جانیان شهر میامی هستیم |
|
|
خلاصه داستان: داستان با اولیویا دانم مأمور
اف بی آی آغاز میشود که به همراهی همکاران خود جان اسکات و چارلی فرانسیس، پیگیر پرونده حادثهای عجیب در پرواز 627 هامبورگ - بوستون
هستند. در حین تحقیقات، جان اسکات، همکار و عشق اولیویا، در حین تعقیب یک مظنون در
معرض انفجار مواد آزمایشگاهی خطرناکی قرار میگیرد که باعث رفته رفته تحلیل رفتن
بدن او میشود.
اولیویا پس از تحقیقات، متوجه میشود که تنها کسی که قادر به کمک به جان است، کسی
نیست جز والتر بیشاپ، نابغهای که به نام «اینشتین قرن 21» معروف است و بهمدت 17
سال گذشته در آسایشگاه روانی سنت کلر بستری بوده است.
اولیویا به کمک پیتر؛ پسر والتر، او را از آسایشگاه خارج میکند و آزمایشگاه او در
زیرزمین دانشگاه هاروارد را دوباره در اختیارش قرار میدهد تا جان اسکات را درمان
کند.
|
|
|
|